|
جلسه محاكمه عشق بود وعقل قاضي بود ، عشق محكوم بود به تبعيد به دورترين نقطه مغز يعني فراموشي، قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداري از عشق ، آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي دیدنش را داشتي،اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي وشما پاها كه هميشه در حال رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟ تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت:ديدي قلب همه از عشق بيزارند،ولي متحيرم با وجودي كه عشق بيشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكني!؟ قلب ناليد و گفت:من بدون وجودعشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلبي واقعي باشم.
باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهی.تقلب هم نکنید!! ------------------------------------------------------------------ جواب در ادامه مطلب
عشق يعني مستي ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار اويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن
با هر بهانه در غزلهایم تورا تکرار خواهم کرد با زنگ نامت این سکوت آباد را آزار خواهم کرد نام تو را تا بام دیوار بلند شهر خواهم برد ز آنجا تو را بر خواب این خوشباوران آوازخواهم کرد هر بار عزمی داشتم چیزی مرا از کار وا می داشت اما قسم بر نام تو آن کار را این بار خواهم کرد دیگر نیارم طاقت دلتنگی دور از تو بودن را آری همین فردا همین فردا تو را دیدار خواهم کرد هر جا که باشی در محاق ابر ها و دره ها حتی تا دیدنت هر راه نا هموار را هموار خواهم کرد یکبار دیگر در تو ای آیینه ی باور نماخود را می یابم و این خویش در تسلیم را انکار خواهم کرد |
About![]()
هوالمعشوق Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 بهمن 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آذر 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 Links
اینم ببینید(وبلاگ کامپیوتر)
کامپیوتر |